ابزار مترجم
انگلیس - اندیشه نو
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 انگلیس - اندیشه نو

سه سئوال 5

پنج شنبه 88 بهمن 29 ساعت 7:46 صبح

1 – آیا اهداف انقلاب اسلامی تغییر کرده است؟  عمده ترین شعار مردم و خواست امام.  (استقلال ، آزادی ،جمهوری اسلامی )
2- آیا ماهیت دشمنان انقلاب اسلامی تغییر کرده است و دیگر امریکا و متحدان اروپایی او چشم طمع به این مملکت را ندارند؟ البته طی سی سال گذشته و خصوصا دراین چند ماه بعد از انتخابات اوج دخالت و دشمنی غریبان را همه شاهد بودیم.
3 – آیا بعضی از همران اولیه انقلاب دچار استحاله فکری و فرهنگی شده و مسیر خود را انقلاب و امام و مردم جدا کرده اند؟
قضاوت با شما دوست عزیز

اکبر گنجی
در مورد زندگی قبل از انقلاب وی اطلاع زیادی در دست رس نبود، . وی در دوران انقلاب ????ایران از فعالین خیابانی بود که بعدها با تشکیل سپاه پاسداران به آن پیوست و چند سالی رابط فرهنگی سفارت ایران در ترکیه بود و همچنین او با اعضای نهاد اطلاعات نخست وزیری مانند سعید حجاریان  ارتباط داشت( محسن سازگارا، سعید حجاریان، بهزاد نبوی از جمله دوستان کشمیری عامل انفجار نخست وزیری بودند. در این انفجار شهید رجایی و شهید باهنر و تعداد دیگری از یاران انقلاب ترور شدند). با پایان جنگ و پس از ورود به دانشگاه، از اوایل دهه? هفتاد گنجی به تدریج از عقاید پیشین خود در زمینه‌های سیاسی،نسبت دین و سیاست، حقوق شهروندان و نظام سیاسی حاکم فاصله گرفت و به حلقه? کیان پیوست. (تشکیل «حلقه کیان» و انتشار نشریه «کیان» توسط  افرادی همچون سروش، کدیور، فاضل میبدی، حجاریان، آرمین، تاج زاده و ... شکل گرفت. در این حلقه اکثر تئوری پردازی های جریان تجدیدنظر طلب علیه انقلاب در آن منتشر می شد  و کادرهای ضدمسیر انقلاب اسلامی در آن پرورش می یافتند. این حلقه بعدها به جریان اصلی و محوری دوم خرداد تبدیل شد و مقدمات تجدیدنظر طلبی در نظام را به وجود آورد که به دنبال تشکیل جمهوری مشروطه اسلامی بودند.) .

با پیروزی محمد خاتمی در دوم خردا ???? و در انتخابات ریاست جمهوری، یاران او که اکبر گنجی نیز در میان آن‌ها بود به نام اصلاح طلبان شهره شدند و فعالیت‌های گسترده? سیاسی و اجتماعی را پی گرفتند.

وی پس از شرکت در کنفرانس جنجالی ایران پس از انتخابات که بعدها به کنفرنس برلین(کنفرانس برلین اولین گرد هم آیایی مشترک اپوزسیون خارج از کشور بود که در آن تمام گروهای ضد انقلاب داخلی و خارجی شرکت داشتند. این گروها شامل مارکسیتها ، منافقین،سلطلنت طلب ها، کومله، دمکرات، اصلاح طلبان به اصطلاح روشنفکر، ملی مذهبی ها و  سکولارها و... بودند). مشهور شد، پس از بازگشت به ایران در فرودگاه مهرآباد تهران در مورخ سوم اردیبهشت ????دستگیر و زندانی شد.

وی پس از آزادی ابتدا جزوه مانیفست جمهوری‌خواهی را نوشت ودر آن به شدت به ولایت فقیه حمله کرد.

اکبر گنجی در زمان انتخابات ریاست جمهوری دوره? نهم رسما انتخابات را تحریم کرد.. گنجی در مصاحبه‌هایی با خبرگزاریهای بین المللی رسما بر تحریم انتخابات صحه گذارد و به شدت از جدایی کامل دین از سیاست و تأسیس یک جمهوری تمام عیار به جای جمهوری اسلامی دفاع نمود. وی مجدد دستگیر شد. به دنبال زندانی شدن وی  رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا جرج دبلیو بوش، تونی بلر نخست وزیر انگلیس خواهان آزادی اکبر گنجی شدند.

گنجی در نامه‌هایی  به منتظری و سروش ،علاوه بر وارد نمودن انتقاداتی جدی به حاکمیت ایران، صراحاتا از تغییر نظام سیاسی ایران صحبت کرد.


 سرانجام وی دراوایل سال 1385 به آمریکا و کانادا به دامن اربابان خود پناه برد و جوایز متعددی به پاس خدمت از آنها دریافت نمود .

محسن مخملباف جایزه پاراجانوف در ارمنستان  خود را به اکبر گنجی تقدیم کرد . او هم اکنون جزوه اتاق فکر فتنه سبز  خارج نشین است و به تعبیر مهاجرانی (انگلیس نشین فعلی و وزیر فرهنگ وارشاد دولت اصلاحات) ، ابوزهای موسوی هستند. گنجی علاوه بر همکاری نزدیک با دشمنان ملت ایران طی نشتهای خبری منظم  ،میزکرد و مصاحبه با خبرگزاریهای استکباری، به اربابان خود خدمت می نماید. وی اخیرا اظهارات شرم آوری برعلیه اعتقادات مسلمانان و شیعان خصوصت ملت ایران داشته، از جمله شبهه وارد نمودن به وحدانیت خدا، عصمت پیامبر و معصومین (ص) منکر شدن امام زمام و ...  این ها کوشه ای از خدمات ارزنده این اصلاح طلب به امریکا ، انگلیس و اسرائیل و دیگر اربابان خود است.

 


نوشته شده توسط : سروش

نظرات ديگران [ نظر]


فرقه بهاییت

سه شنبه 88 بهمن 27 ساعت 11:45 عصر
27 بهمن 1388

مـروری بر پیدایش فـرقه بهـاییت

(به روایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی) 


 

 
 

در زمان عبدالبهاء بر تعداد بهاییان ایران افزوده شد ، در این زمان علاوه بر یهودیان، زرتشتیان نیز از عمده‌ترین گروهی بودند که پیرو کیش بهاییت شدند. چنانچه اسماعیل رایین می‌نویسد :«غالب بهایی‌های ایران یهودیان و زرتشتیان هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویده‌اند در اقلیت می‌باشند»... <\/h2>

مکتب شیخیه توسط شخصی به نام شیخ احمد احسائی (1242-1116 هـ‌ق) از اهالی احساء ، پایه گذاری شد که با ارائه تعبیرات فلسفی و عرفانی جدید درباره مقولاتی مانند ماهیت «روح» ، کیفیت معراج ، مفهوم «هورقلیا» ، «رکن رابع» و «شیعه کامل» و همچنین مقام امام در سلسله مراتب وجودی و نحوه ارتباط با آفریدگار موجبات تغییر و تحول گسترده در اندیشه طیفی از طلاب جوان علوم دینی شد و با اندیشه‌های جدید تلفیقی راه را برای ایجاد و گسترش نحله‌های فکری هموار ساخت. نهایتا آنچه مکتب شیخیه در حوزه اندیشه به عمل آورد، سبب نضج‌گیری بابیه ـ بهائیه شد.

پس از شیخ احمد احسائی، شاگرد و جانشین او سید کاظم رشتی (1259 هـ . ق) مکتب شیخیه را وارد دوره تازه‌ای کرد و مسئله بابیت و ظهور امام زمان را به نحوی به طلاب و شاگردان خود آموزش داد که تمامی آنها در انتظار ظهور قریب الوقوع امام به سر می‌بردند و برای دستیابی به مقام «بابیت» و «نیابت» و در جستجوی شیعه کامل و تعیین رکن رابع به عبادات سخت مشغول بودند. در چنین فضایی بود که علی محمد شیرازی ـ شاگرد سید کاظم رشتی ـ ادعای بابیت امام زمان کرد و با گردآوردن جمعی زیاد از پیروان شیخیه به دور خود، مسلک جدیدی را پدید آورد که به «بابیه» معروف شد. البته علی محمد باب پس از مدتی دعوی گرانتری نمود و خود را «قائم آل محمد» خواند.[1] . در توقیعی که خطاب به ملا عبدالخالق یزدی نگاشت ، ادعای خود را چنین ابراز کرد :«اننی انا القائم الذی انتم بطهور توعدون»[2]
وی سپس خود را «مبشر من یظهره الله» خواند و مانند عیسی ،‌موسی و محمد بن عبدالله دانست و معتقد شد که با ظهورش دین جدیدی به نام «بیان» تحقق پذیرفته است.

از میان ادعاهای چند گانه «باب» آنچه باعث شهرت وی گشت، ادعای «بابیت» وی بود، بر پایه همین ادعا نیز بود که جنبش اجتماعی در خور توجهی پدید آمد و با بیان جنگ‌های شگفت‌آوری با قوای دولتی نقاط مختلف کشور به عمل آوردند و در دل حکومت‌گران وحشتی عظیم پدید آوردند.

دولت مرکزی در برابر این چالش‌ها ، علی محمد باب را که در زندان قلعه چهریق به سر می‌برد به تبریز آورد و طی یک محاکمه در مقابل علما او را محکوم به اعدام کرد. (1266 هـ ق) . اعدام علی‌محمد باب موج شدیدی از اعتراضات بابیان، در شهرهای مختلف را برانگیخت . اما مهم‌ترین واقعه که منجر به سرکوب شدید بابیان و اخراج آنان از ایران شد، واقعه ترور نافرجام ناصرالدین شاه توسط چند تن از افراد بابی بود. (1268 هـ.ق) سوء قصد به جان شاه قاجار ، پیامدهای سنگینی برای بابیان در بر داشت. به دنبال این عمل تلاش وسیعی از طرف حکومت، برای دستگیری و قتل بابیان صورت گرفت و بنا به نوشته زعیم‌الدوله، انقلاب و اضطراری شدیدی در تهران پدید آمد که چهارصد نفر از بابیان کشته و ده‌ها نفر که بابی نبودند، اما از سوی دشمنانشان به بابیگری متهم شده به آنان محلق شدند.[3]

به دنبال این اقدام کلیه بابیان به همراه رهبرانشان از ایران اخراج شدند و به بغداد گریختند. از این زمان روند تغییر محتوایی جنبش‌ بابیه به فرقه بهائیه آغاز شد. و حمایت دول بیگانه و پشتیبانی آنان از بابیان در به ثمر رسیدن این جریان هویدا گشت.

فرقه بهائیت:
در جریان سرکوب بابیان از سوی دولت، بسیاری به قتل رسیدند، برخی زندانی شدند، گروه کثیری نیز به بغداد گریختند. رهبری بابیانی که به بغداد گریختند بر عهده میرزا یحیی نوری معروف به «صبح ازل» بود. بنا به تصریح اکثر مورخان بابی، میرزا یحیی نوری از طرف علی محمد باب به «وصایت» مأمور و منصوب شده بود و عموم بابیه او را بدین سمت شناختند و او را واجب الطاعه و اوامر او را مفروض الامتثال دانستند.[4] لیکن زورگویی برادر کوچکترش میرزا حسینعلی نوری که به مدت چهار ماه به دلیل اتهام به دست داشتن در حادثه سوء قصد به شاه در زندان به سر می‌برد و سپس به مساعدت‌های بی‌دریغ سفیر روس آزاد شده و به بغداد گریخت ، امکان جانشینی علی‌محمد باب را از میرزا یحیی صبح ازل گرفت. پس از درگیری‌ها و کشمکش‌هایی شدید بین دو برادر که در استانبول رخ داد، میرزا حسینعلی نوری معروف به «بهاءالله» ادعای «من یظهره اللهی» نموده و خود را جانشین علی محمد باب و رهبر بابیان خواند و مسلک جدیدی پایه‌گذاری کرد که به «بهاییت» معروف شد.

اختلاف دو برادر و درگیری میان پیروان آنان در استانبول دولت استانبول را مجبور کرد که آنها را ابتدا به ادرنه و سپس از ادرنه بهاییان را به عکا (فلسطین) و ازلیان را به قبرس (ماغوسا) تبعید کند. پس از این واقعه روز به روز از تعداد الزلیان کاسته شد و به واقع با مرگ میرزا یحیی صبح ازل (1330 هـ.ق) ازلیگری هم مرد . در عوض بهائیگری قدرت بیشتری گرفت.

پس از مرگ حسینعلی بهاءالله پسر و جانشین او عباس افندی معروف به عبدالبهاء رهبر فرقه بهاییان شد از این زمان به بعد تحرک جدی مبلغان بهایی و به تبع آن رشد بهاییت در ایران آغاز شد و در دوران سلطنت رضا شاه و محمدرضا شاه بهاییان از نفوذ و حمایت فراوان در دستگاه دولتی برخوردار شدند. درزمان رهبری عبدالبهاء، حکومت مشروطه در کشور عثمانی پدید آمد. (1910 م) به این طریق بهاییان به آزادی کامل در نشر عقاید و تعالیم خود نایل شدند. و عبدالبهاء جهت تقویت نفوذ بهاییان در سطح جهان در سالهای (1913-1911 م / 1289-1291 هـ.ق) سفرهایی به کشورهای اروپایی و آمریکایی کرد. در طی این مسافرت عبدالبهاء با برخی از سران مشروطه خواه ایران چون دوست محمدخان معیرالملک داماد ناصرالدین شاه ، سید حسن تقی‌زاده ، جلال‌الدوله پسر ظل‌السلطان میرزا محمد قزوینی و سردار اسعد ملاقات کرد. در همین سفر بود که وی قبل از رفتن به آمریکا با گروهی از سران پارسی ملاقات کرد. این ملاقات‌ها بیانگر آن است که عده‌ای خاص از زرتشتی‌ها و بهاییان و برخی از رجال سیاسی ایران در مقاطع مختلف تاریخ ایران و در ارتباط با تحولات معاصر با یکدیگر همکاری می‌کردند.

در زمان عبدالبهاء بر تعداد بهاییان ایران افزوده شد ، در این زمان علاوه بر یهودیان، زرتشتیان نیز از عمده‌ترین گروهی بودند که پیرو کیش بهاییت شدند. چنانچه اسماعیل رایین می‌نویسد :«غالب بهایی‌های ایران یهودیان و زرتشتیان هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویده‌اند در اقلیت می‌باشند».[5]
در سال 1287 هجری ، 250 نفر از زرتشتیان بهایی شدند.[6] که غالب آنها رعایای ارباب جمشید جمشیدیان، ثروتمند مقتدر زرتشتی بودند. ارباب جمشید از جمله شخصیت‌های مهم زرتشتی بود که نزد عبدالبهاء ‌از جایگاه والایی برخوردار بود. چنانچه عبدالبهاء مکررا پیروانش را به اطاعات و فرمانبرداری از اوامر او دستور می‌دهد و می‌گفت: «خدمت او خدمت من است و صداقت و امانت او صداقت و امانت من ....»[7]

گرچه این پدیده را می‌توان به شکل‌های مختلف تحلیل کرد و برای آن پایه‌های اجتماعی و فرهنگی فرض نمود، لیکن بررسی این پدیده با تحولات دیگر، موضوع را جدی‌تر نشان می‌دهد. همکاری بهاییان با سران اکابر پارسی هند و عضویت آنان در بسیاری از مجامع و انجمن های سیاسی که توسط این گروه تشکل شده بود، حاکی از آن بود که برخی از بهاییان و سران اکابر پارسی هند با همگامی و همکاری هم ، به طور آرام در حال سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی از جامعه ایران بودند که روند این حرکت در دوره پهلوی به ویژه محمدرضا شاه نمود خود را آشکار کرد.

در دوران جنگ جهانی اول فرقه بهایی کارکردهای اطلاعاتی مهمی به سود دولت بریتانیا داشت. این اقدامات کار را به آنجا رسانید که گویا در اواخر جنگ، مقامات عثمانی تصمیم گرفتند عباس افندی را اعدام کنند. اما پیروزی متفقین و شکست عثمانی دولت بریتانیا را بر آن داشت تا به پاس قدردانی از خدمات بهاییان در دوران جنگ، «شهسوار طریقت امپراطوری بریتانیا»[8] را به عباس افندی اعطا کند.[9] اندکی پس از این واقعه کودتای سوم اسفند ماه 1299 رضا خان میرپنچ و سید ضیاءالدین طباطبایی در ایران رخ داد و به انقراض سلسله قاجاریه و آغاز حکومت پهلوی منجر شد.

رهبر بهاییان جهان همزمان با حکومت پهلوی، «شوقی افندی» نوه دختری عباس افندی بود. در این دوره به علت برنامه‌ریزی‌ها و سازمان‌دهی‌های جهانی که با «نقشه ده ساله» شوقی افندی آغاز شد، رشد بهاییت و گسترش آن شتاب گرفت. چنانکه در اواخر سده بیستم میلادی شمار نهادهای بهایی به بیش از 150 مجمع روحانی ملی و نزدیک به 20 هزار مجمع روحانی محلی رسید.[10]

شدت تبلیغات و فعالیت بهاییان ، اعتراض شدید علما و روحانیون که در صدر آنان آیت‌الله العظمی بروجردی مجتهد عالیقدر شیعیان قرار داشت را برانگیخت. پس از ابراز نارضایتی‌های شدید آیت‌الله بروجردی و انجمن‌ها و مجامع مذهبی ضد بهاییگری، ‌حکومت پهلوی ناگزیر به محدود کردن فعالیت بهاییان شد. به دستور شاه، پزشک مخصوص بهایی او، سرلشکر عبدالکریم ایادی مدت کوتاهی ایران را ترک کرد و در ایتالیا اقامت گزید.[11]
در 16 اردیبهشت مقامات نظامی ـ سرتیپ تیمور بختیار فرماندار نظامی ایران ، سرلشکر نادر باتمانقلیچ رییس ستاد ارتش ـ به تصرف و تخریب حظیره‌القدس بهاییان یاری رسانیدند. البته این حرکت تاکتیکی محمدرضا شاه را نباید به هیچ وجه جدی تلقی کرد زیرا پس از این اقدامات نه تنها از حضور بهاییان در دربار و حکومت کاسته نشد، بلکه بیش از پیش قدرت آنان فزاینده شد. عبدالکریم ایادی مجددا به ایران بازگشت و نفوذش در دستگاه دولتی و دربار مستحکم تر شد.
محمدرضا شاه وجود بهایی‌ها را در مشاغل و مناصب مهم و حساس دولتی مفید تلقی می‌کرد و برای آنان هیچ گونه محدودیتی ایجاد نمی‌کرد و معتقد بود بهایی‌ها علیه او توطئه نمی‌کنند. بنابراین در دوره او به ویژه در دوره نخست وزیری امیرعباس هویدا (1356-1343 هـ.ش) بهایی‌ها به طرز عجیبی در دستگاه دولتی و دربار قدرت یافتند. این امر نیز به چند دلیل بود:
  1. نظر مساعد شاه درباره آنان
  2. وجود چهره‌های باسواد تحصیل‌ کرده غربی در میان بهاییان
  3. وجود افکار و عقاید تجدد خواهانه و دنیاگرایانه در میان آنان
  4. تعلق خاطر به ایران و وطن
  5. و از همه مهم‌تر ارتباط قوی و پیچیده بهایی‌ها با دول استعماری و صهیونیسم

افزایش قدرت سیاسی بهاییان به توسعه قدرت اقتصادی آنان منجر شد به گونه‌ای که در این زمان اغلب شخصیت‌های طراز اول در اقتصاد و سرمایه‌داری بهاییان بودند. شخصیت‌هایی چون حبیب ثابت پاسال (مالک بیش از 41 کارخانه عظیم صنعتی و 85% مؤسسات بزرگ خصوصی فعال در کشور) هژبر یزدانی ، منصور روحانی ـ مجری طرح تخریب کشاورزی در ایران ـ عبدالکریم ایادی و غیره از سرمایه‌دارترین اشخاص بهایی بودند که با سوء‌استفاده‌های مالی و زد و بندهایی در امور اقتصادی نبض اقتصادی کشور را بدست گرفته بودند.

در بررسی و عملکرد فرقه بهاییت در ایران، یکی از نکات قابل ملاحظه، ارتباط میان یهودیان و بهاییان و همگانی و همکاری این دو گروه با همدیگر است. گردش یهودیان به بهاییت و نقش آنان در گسترش بهایی‌گری از نکات بسیار مهم در تحولات معاصر ایران است، که به دور از هر گونه افراط و تفریط باید مورد بازبینی علمی قرار گیرد. به ویژه آنکه ارتباط شبکه بهاییت و صهیونیسم و نقش بهاییان و حمایت‌های آنان در استقرار و استمرار حیات دولت اسراییل مطرح شود.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران غالب بهاییان، از کشور خارج شدند، برخی نیز اعدام شدند. اعدام یا اخراج بهاییان عموما به مشهورترین و ثروتمندترین خانواده‌های بهایی تعلق داشتند که به دلیل تصدی مناصب عالی دولتی و یا دستیابی به ثروت‌های عظیم از طریق پیوند با حکومت پهلوی مورد تعقیب قرار گرفتند. افرادی مانند امیرعباس هویدا، حبیب ثابت پاسال ، هژبر یزدانی ، عبدالکریم ایادی ، هوشنگ انصاری و غیره به عنوان شاخص‌ترین چهره‌های فرقه بهایی در ایران، تمامی بهاییان ایران نبودند و اعدام یا فرار آنان از کشور به معنی پایان حیات بهاییت در ایران نبود.
 


نوشته شده توسط : سروش

نظرات ديگران [ نظر]


سه سئوال 4

سه شنبه 88 بهمن 20 ساعت 9:58 عصر
1 – آیا اهداف انقلاب اسلامی تغییر کرده است؟  عمده ترین شعار مردم و خواست امام ) بوده است.  (استقلال ، آزادی ،جمهوری اسلامی )
2- آیا ماهیت دشمنان انقلاب اسلامی تغییر کرده است و دیگر امریکا و متحدان اروپایی او چشم طمع به این مملکت را ندارند؟ البته طی سی سال گذشته و خصوصا دراین چند ماه بعد از انتخابات اوج دخالت و دشمنی غریبان را همه شاهد بودیم.
3 – آیا بعضی از یاران اولیه انقلاب دچار استحاله فکری و فرهنگی شده و مسیر خود را انقلاب و امام و مردم جدا کرده اند؟

 
"اعتماد ملی" تریبون ‌بی‌بی‌سی انگلیس شد

"سحام نیوز" در اقدامی تعجب برانگیز، گزارش تحلیلی سخنان رابرت گیتس را از سایت انگلیسی بی بی سی فارسی، کپی و بدون ذکر منبع، آن را منتشر کرد.

به گزارش شبکه ایران، اظهارات ضدایرانی وزیر دفاع آمریکا مبنی بر اعمال تحریم های بیشتر علیه کشورمان، با پوشش کامل سایت رسمی حزب اعتماد ملی روبرو شده است.

رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا چند روز پیش گفت که جامعه جهانی هیچ چاره ای ندارد جز اینکه تحریمهای تازه ای علیه ایران در رابطه با برنامه اتمی این کشور، اعمال کند.

"سحام نیوز" در اقدامی تعجب برانگیز، گزارش کامل این موضوع را از سایت انگلیسی بی بی سی فارسی، کپی و بدون ذکر منبع، آن را منتشر کرد.

عکس:دیدار کروبی با سفیر سابق انگلیس

دیدار کروبی با "جفری آدامز"سفیر اسبق انگلیس در تهران و رئیس سابق دفتر "جک استراو" وزیر امورخارجه انگلیس در سالگرد حزب رو به انحلال اعتماد ملی!


نوشته شده توسط : سروش

نظرات ديگران [ نظر]


انگلیس و جنبش سبز

سه شنبه 88 بهمن 13 ساعت 10:37 عصر
ما بریتانیایی‌ها جز با فتنه‌انگیزی و ایجاد نزاع در تمام دنیا نمی‌توانیم زندگی آسوده و مرفهی داشته باشیم ( جاسوس انگلیس مسترهمفر)
در اغتشاشات پس از انتخابات،‌برخی از کشورهای غربی با توهم شکل‌گیری یک
انقلاب مخملین به حمایت از اغتشاشگران و مداخله مستقیم در امور داخلی
کشورمان پرداختند. کشورهایی چون انگلیس، فرانسه، کانادا و ایتالیا از جمله
کشورهایی بودند که نه تنها سران و رسانه‌هایشان به حمایت تبلیغاتی و سیاسی
از سران فتنه و آشوبگران، اقدام کردند بلکه در مواردی عوامل دیپلماتیک و
عناصر و کارکنان سفارتخانه‌هایشان با عوامل اغتشاش در تماس بوده و بعضاً
در اغتشاشات حضور مستقیم داشتند. در این میان انگلیس کشوری بود که
حمایت‌های خویش از اغتشاشگران را در سطحی گسترده‌تر و وقیحانه‌‌تر انجام
داد که می‌توان آن را در سه دوره قبل، حین و پس از انتخابات تقسیم کرد.
این اقدامات مداخله‌جویانه عبارت بودند از:
1- اقدامات قبل از انتخابات:‌ قبل از انتخابات، در سایه ارتباط‌گیری عوامل ام آی 6 در دوران دوم خرداد،
از جمله حضور آقای جان کین در تهران و دیدار با برخی عوامل سیاسی وابسته
به جریان به اصطلاح اصلاح‌طلب و همچنین اعطای فرصت مطالعاتی و دانشجویی به
برخی چهره‌های سیاسی دوم خردادی و دعوت از چهره‌های منتقد نظام مثل سروش و
سرانجام اجازه استقرار بخشی از تیم فکری دوم خرداد پس از شکست در انتخابات
ریاست جمهوری نهم مثل مهاجرانی که امروز اتاق فکر جنبش رنگی اصلاح‌طلبان
را برپا نموده، انگلستان نه تنها میزبان بخشی از نیروهای فکری مخالف و
معارض نظام شده بود، بلکه راه‌اندازی بی بی سی فارسی و اتصال آن به
استودیوی خبری ستاد میرحسین و بازگشت ابوالفضل فاتح با تجربه رسانه‌ای از
انگلستان و حضورش در ستاد میرحسین ، علامت آشکار اقدامات لجستیکی و
رسانه‌ای برای وقایع بعدی می‌باشد.
2- اقدامات حین انتخابات: مروری بر مواضع سران انگلیس در دوران تبلیغات انتخاباتی که خط حمایت از
نامزدهای انتخاباتی مدعیان اصلاحات و حمله به رقیب اصولگرا و همچنین خط
فشار سیاسی را از اجازه فعالیت مجدد سر پل‌های منافقین تا افزایش ساعات
فعالیت و نوع برنامه‌‌های بی بی سی فارسی در دستور کار قرار داده و عوامل
سفارتخانه آنان از هیچ کمکی به برخی عوامل مؤثر در فضای تبلیغاتی فروگذار
نبودند.
3- اقدامات پس از انتخابات:‌به محض مشخص
شدن نتایج انتخابات و اطلاع از شکست کاندیداهای جریان مدعی اصلاح طلبی،
افرادی مثل ابوالفضل فاتح به برپایی مصاحبه میرحسین موسوی در ساعت 11 شب
روز جمعه انتخابات کمک کرده و در واقع فراخوان به آشوب را می‌دهند که اینک
به انگلیس برگشته است. با برپایی آتش فتنه عوامل سفارتخانه انگلستان
بی‌پروا در اغتشاشات حضور داشته و همراه با حمایت سران لندن، رسانه
اختصاصی انگلیس یعنی بی‌بی‌سی فارسی با پخش لحظه‌ای و گسترده اغتشاشات به
بلندگوی رسانه‌ای فتنه‌گران تبدیل شده و مرتب تحلیل‌های ارائه شده از سوی
مهاجرانی را برای تحریک بینندگان ایرانی خود پخش می‌کند. جالب‌تر اینکه به
هنگام تعطیلی و پلمب ساختمان ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی در قیطریه
شبکه بی‌بی‌سی وورد نیروهای انتظامی را آنلاین پخش می‌کند و تعدادی از
عوامل سفارت انگلیس در صحنه اغتشاشات خیابانی دستگیر می‌شوند. در این
راستا آقای رسام کارشناس سیاسی دستگیر شده سفارت انگلیس اعتراف می‌کند
کاردار انگلیس هم با لباس سبز در اغتشاشات اطراف پل کریم‌خان حضور داشته
است و آخر اینکه با فروکش نمودن آتش اغتشاشات و شروع دستگیری عوامل سازمان
دهنده، انگلستان پناهگاه فراریان شده و نه تنها افرادی مثل ابوالفضل فاتح،
هدایت‌کننده بخش رسانه‌ای میرحسین موسوی به انگلیس برمی‌گردد، مهدی هاشمی
که به آقازاده اغتشاشگر شهرت یافته به بهانه سرکشی از شعب دانشگاه آزاد به
لندن گریخته و در آنجا مستقر می‌شود. جالب اینکه دست و دلبازی میزبان به
گونه‌ای است که او دلتنگ تهران نشده و عجله‌ای برای بازگشت نداشته و قصد
توطن تا تهیه رساله دکترا را برایش اعلام نمایند.
به نظر می‌رسد
عملکرد لندن که سابقه سیاهی چون ایفای نقش در کودتای سیاه 28 مرداد،‌حمایت
از غائله‌هایی چون آشوب خوزستان قبل از انقلاب و همچنین حمایت از
جدایی‌طلبان قومی خوزستان در سالیان اخیر و تجاوز نظامی به آب‌های مرزی ما
را در پرونده دارد،‌با حماقت در وقایع اخیر آنقدر سنگین باشد که مسؤولان
دیپلماتیک طرح کاهش سطح روابط سیاسی و پاسخ عملی به لندن را جدی بگیرند.




نوشته شده توسط : سروش

نظرات ديگران [ نظر]


فادزه هاشمی کیست؟ 1

پنج شنبه 88 دی 10 ساعت 12:48 صبح

سلام دوستان

فائزه هاشمی کیست؟

ما بریتانیایی‌ها جز با فتنه‌انگیزی و ایجاد نزاع در تمام دنیا نمی‌توانیم زندگی آسوده و مرفهی داشته باشیم ( جاسوس انگلیس مسترهمفر)

جاسوس موساد: فائزه هاشمی اسطوره زنان ایران است علیرضا نوری زاده ضدانقلاب فراری گفت: نقش فائزه هاشمی در جریان سبز قابل ستایش است ،‌زیرا وی امروز اسطوره زنان ایران شده است

فائزه هاشمی رفسنجانی متولد 1341 دومین دختر علی اکبر هاشمی رفسنجانی است. از بین دختران هاشمی، فائزه تنها دختری است که وارد سیاست شد و نماینده‌ دوم تهران در مجلس پنجم بود. شرکت او در انتخابات مجلس ششم با شکست سختی همراه بود که به طورموقت باعث کناره‌گیری او از سیاست شد

او در سال ???? شمسی اولین روزنامه? مربوط به زنان یعنی روزنامه زن را منتشر کرد و مدیر مسئول آن بود.]

تحرکات فائزه هاشمی پس از انتخابات ریاست جمهوری و حضور پررنگ او پس از انتخابات، ریشه در نحوه ورود و تحرکاتش در همین انتخابات دارد چرا که او پس از سال‌ها سکوت این بار با تمام توان و انرژی و تمام قد برای حمایت از موسوی به میدان آمده بود. وی بعد از آن که در انتخابات مجلس ششم از سوی یاران امروزش و به دلیل گره خوردن نامش با اکبر هاشمی رفسنجانی از پارلمان رانده شد. او در اولین مصاحبه‌ای که بعد از سال‌ها با هفته‌نامه «شهروند امروز» انجام داد، اعلام کرد که «هنوز هم اهل جنگیدن» است و با چنین رویکردی بود که پرونده سیاسی خود را در انتخابات دهم باز کرد.

 

بی‌اعتمادی به مردم

بی‌اعتمادی به مردم اولین اصلی بود که فائزه از آخرین شکست خود در مجلس ششم با خود آورد، وی می‌گوید: «وقتی مردم می‌روند به کسانی رأی می‌دهند که عوامفریبند و شعارهای توخالی می‌دهند، طبیعی است که من هم اعتمادم به آنها را از دست بدهم.» شاید همین بی‌اعتمادی به مردم بود که پذیرش نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری را نیز برای او دشوار می‌نمود.

فائزه هاشمی از همان ابتدا با وجود مخالفت پیشینش با کاندیداتوری موسوی، به حمایت از او برخاست و پروژه «نه به احمدی نژاد» را در قالب فعالیت در ستاد موسوی در پیش گرفت. ساماندهی دختران فیروزه‌ای شاید نقطه عطف فعالیت‌های تبلیغاتی فائزه برای ستاد موسوی بود که ظهور و بروز بسیاری یافت. اوقبل از انتخابات، درچهارم اسفندماه سال 87 در مصاحبه با پایگاه اینترنتی الشروق الجزایر، خواستار اختیاری شدن حجاب در ایران شده و گفته بود: «به عقیده من حجاب همچنان که در کشورهای اسلامی معمول است، باید در ایران هم اختیاری باشد نه اجباری

او در عین حال در یک برنامه صبحگاهی شبکه دوم سیما گفت: «متأسفانه بعد از انقلاب ما یک سری رفتارها برای خانم‌ها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی و رنگ‌های تیره و مرده ارزش شد. این ارزش‌ها خوب نبود.» .

فائزه هاشمی در دیدار با دختران فیروزه‌ای در اواخر اردیبهشت 88، آنها را تشویق به مبارزه کرد و گفت که سیاست‌های کنونی به دنبال خانه‌نشین کردن زنان است.

سفارش 200 هزار مانتوی سبز برای «دختران فیروزه‌ای» هزینه‌ای میلیاردی بر دست فائزه گذاشت.                                                                     

فائزه هاشمی رفسنجانی که در جمع دختران فیروزه‌ای و در حضور خاتمی و زهرا رهنورد نمی‌دانست پیروزی را چگونه فریاد بزند، دوران اصلاحات را تداوم دوران سازندگی دانسته و در توصیف دورانی کنونی گفت: «در شرایطی به سر می‌بریم که نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است.»

روزهای منتهی به 22 خرداد این گونه سپری می‌شد و از آنجا که نتیجه انتخابات برای فائزه هاشمی و نزدیکانش قابل تصور بود و چنان که مادر فائزه (عفت)‌ در روز انتخابات وعده داده بود که عده ای از مردم در صورتی که موسوی رأی نیاورد،‌به خیابان‌ها می‌ریزند، چنین شد و فائزه به همراه دیگر نزدیکانش از همان ابتدا در شکل‌گیری و تداوم تجمع‌ها نقش‌آفرینی کرد. او روز سه‌شنبه یعنی چهار روز پس از انتخابات، در تجمعی روبه‌روی جام جم حرف‌هایی زد که دیگر نمی‌شد در پس آنها هیچ تفکر و استراتژی را تصور کرد. او مدعی شد که تمامی ناظران را هنگام شمارش و تجمع آرا بیرون کردند و صندوق‌ها از قبل پر از رأی به احمدی‌نژاد بود!

او به قدری عصبانی بود که هتاکی‌هایش از دایره رهبری و احمدی‌نژاد خارج شده و چشم انتقام به سوی خاتمی هم تیز کرد و گفت: «خاتمی اگر می‌موند، چکار می‌تونست بکنه؟ دوره قبل مگه چه کار کرد؟ من عامل اصلی همه این دیکتاتوری‌ها رو خاتمی می‌دونم و...» او در عین حال از مردم خواست به تجمعات و اعتراضات ادامه دهند!؟


نوشته شده توسط : سروش

نظرات ديگران [ نظر]


فائزه هاشمی کیست؟ 2

پنج شنبه 88 دی 10 ساعت 12:41 صبح

تحریک معترضان

روز 30 خرداد، باز هم فائزه با شرکت در تجمع دیگری در خیابان آزادی، به تحریک معترضان به تداوم اغتشاشات پرداخت و به همین اتهام دستگیر شد.

دستگیری فائزه به همراه چهارتن از اعضای خانواده هاشمی در روز شنبه 30 خرداد در تجمع غیرقانونی چندان طول نکشید.بازداشت یکروزه

در جریان بازداشت یکروزه فائزه هاشمی، فشارها برای آزادی وی بسیار زیاد بود. تماس‌ها در نهایت، آزادی او را یکروزه رقم زد.

.

گرچه با توجه به این‌که فائزه 10 سالی را در سکوت سپری کرده بود، برخی گمان می‌کردند باز هم چنین کند، اما گویا این بار مشی خود را تغییر داده بود، بنابراین مدت کوتاهی پس از آزاد شدن طی مصاحبه‌هایی حرف‌های پیشین را ادامه داد. او در مصاحبه با یکی از سایت‌های حزب کارگزاران، ضمن تکرار ادعاهای قبلی‌اش درباره تقلب در انتخابات مدعی شد که جمهوریت از نظام رخت بربسته و تبدیل به حکومت اسلامی شده است. او در واکنش به برخورد با متهمان اغتشاشات اخیر مدعی شد که «برای افراد بی‌گناه پرونده‌سازی می‌کنند و برعکس پرونده‌دارها را به مقام و پست می‌رسانند.» او در مصاحبه خود «انقلاب مخملی» را نوعی فرافکنی خواند و گفت: «انقلاب مخملی در مفهوم عام آن می‌تواند به معنی اصلاح‌طلبی و بیان مسالمت‌آمیز ضرورت اصلاحات و تلاش برای انجام آن باشد که چیز بدی نیست

گرچه فائزه گفته بود که برای ساندویچ خوردن به خیابان رفته اما در همین مصاحبه اتهام خود را سازماندهی و حضور در تجمعات بیان می‌کند و برخورد با این تجمعات غیر‌قانونی را به حکومت نظامی رژیم سابق تشبیه می‌سازد؛ او در شرایطی که فضای کشور بعد از التهاب پس از انتخابات آرام شده بود چنین می‌گوید: «این‌طور فکر شود که اگر اعتراضات کمرنگ‌تر شده، اصل آن از بین رفته است. اصل اعتراضات را باید درست پاسخ داد وگرنه چون آتش زیر خاکستر خواهد شد. از تاریخ درس بگیریم که هر نظامی که در مقابل مردم خود ایستاد، چه سرنوشتی پیدا کرد، جالب اینجاست که ما زمانی که داریم مردم مسلمان خودمان را به خاک و خون می‌کشیم، برای کشته شدن خانم مصری در آلمان سوگواری می‌کنیم

حمایت از مداخله‌گری‌های انگلیس

، فائزه اما در مصاحبه‌ای که پس از آزادی داشت، درباره اعترافات حسین رسام، تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس که در اغتشاشات دستگیر شد، می‌گوید: «اعترافات کارمند سفارت انگلستان البته طبق آنچه که من شنیدم، چیزی نبود جز انجام وظیفه. هر سفارتی در هر کشور از اوضاع طرف مقابل گزارش تهیه می‌کند تا سیاست‌هایشان را بر مبنای شرایط واقعی هر کشوری بریزند. مگر سفارت ما در کشورهای خارجی این کار را نمی‌کنند؟»

فائزه در حالی ادعا می‌کند که سفارت‌های ما در کشورهای خارجی مشابه اقدامات سفارت انگلیس را انجام می‌دهند که تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس در اعترافات خود در دومین جلسه رسیدگی به اتهامات اغتشاشگران پس از انتخابات گفته بود: «در طول 5 سال اخیر 130 مرتبط با سفارت انگلیس و طی یک سال اخیر 50 نفر دیگر را جذب کرده‌ام. شورای فرهنگی بریتانیا از طریق ایجاد بانک اطلاعاتی برای پذیرش دوره (آی.‌ای.‌ال.‌تی.‌اس) برگزاری دوره‌های مشترک با نهادهای دولتی و حکومتی، شناسایی و جذب نخبگان از طریق اعطای بورسیه و نیز جاسوسی علمی و صنعتی در دانشگاه‌ها اقدام به جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز می‌کرد. از حدود 4 ماه قبل از انتخابات جلسات مختلفی در این خصوص تشکیل شد و اطلاعات لازم از طریق مرتبطین و فعالان سیاسی بویژه اصلاح‌طلبان جمع‌آوری شده بود. دبیر اول سیاسی سفارت انگلیس در تهران به ستاد آقای موسوی رفته و با مسئولان تبلیغاتی و مشاورین وی نیز جلسه داشت. ارتباط من با ستاد انتخابات آقای موسوی از طریق آقای ماهر، مشاور میرحسین بود. تلاش این بود که این انتخابات نقطه عطفی برای اقدامات آینده باشد تا نظام مجبور به تغییر رفتار شده و یا کلیت آن تغییر کند

 

تطهیر بی‌بی‌سی

فائزه در عین حال در مقام تطهیر تلویزیون بی‌بی‌سی از مداخله در امور داخلی ایران برآمده و می‌گوید: «این که حالا رسانه‌های خارجی یا خارجی‌ها در تأیید تحرکات مردمی چیزی بگویند، این نشانه وابستگی نیست.

اما این پرده آخر حضور فائزه نبود و او در 16آذر و در اغتشاشات روزعاشورا حضور پیدا کرد . این در حالی است که مهدی هاشمی ، برادر فائزه نیز همچون خواهرش بسیار فعالانه در عرصه اقدامات سوء قبل و پس از انتخابات مشارکت داشته و اکنون ماههاست ازکشورخارج ودرکشورانگلیس به سر می برد و بدون توجه به توصیه دادستان تهران از معرفی خود به دادستانی سر باز زده است.

سوال: دوست عزیز به نظرشما این 180 نفر که داخل کشور ودیگرانی که خارج از کشور جذب سفارت انگلیس شده اند چه کسانی هستند؟

 آیا افراد عادی جامعه ،گروه هدف سفارت انگلیس بوده یا نخبگان و فرزندان و خانوداه آنها.


نوشته شده توسط : سروش

نظرات ديگران [ نظر]


لشگر یزیدیان زمان

دوشنبه 88 دی 7 ساعت 10:17 عصر

 

 

ما بریتانیایی‌ها جز با فتنه‌انگیزی و ایجاد نزاع در تمام دنیا نمی‌توانیم زندگی آسوده و مرفهی داشته باشیم (همفر)

سلا م دوستان. جمله معروف انگلیس را یادتان که هست ((تفرقه بیانداز و حکومت کن))

 امام صادق (ع) فرمودند:کل یوما عاشورا وکل عرض کربلا

دیروز صحنه زیبایی در تهران بر پا بود. عاشورایان و حسینیان یک طرف و یزیدیان زمان یک طرف. دیروز تفریبا همان موقعه ای که حسین بن علی(ع) به شهادت رسید و لشگر ابن سعد شروع به هله هله و سوت و کف زدن نمودند لگشر فتنه سبز اموی زمان همان به پیروی از خلف های فاسد حرکات را انجام دادند. حمله به عزاداران حسین- آنش زدن بیرق های حسینی - سوزندان قرآن و حسینه ها- مجروح کردن عزاداران حسین بن علی و... سرداران لشگر یزید زمان ما امروز موسوی - خاتمی - کروبی و ..هستند و سر وعده ملک ری (تهران امروزی) که اربابانشان به آنها وعده داده اند چه ها که نمی کنند. سران فتنه افتخارتان باد تعریف و تمجید جنایت کارترین افردا بشر امروز (شیمون پرس- اهودبارک- نتن نیاهو- اوماما-  کلینتون - کسینجر-مریلند- رامسفلر- و..) . اناشاا.. که به آنها محشور شوید.

راستی خبر دارید دیروز یک انگلیسی در آشوب ها حضور داشته و دستگیر شده است.

دوستان می دانید که دختر یکی از چهره های نفاق در این مراسم حضور مستقیم داشته است. احتمالا دوباره رفته روز عاشورا ساندویج بخرد؟

فیلم: حضور فائزه هاشمی در هتک حرمت عاشورا

خبرگزاری فارس صبح امروز فیلمی منسوب به فائزه هاشمی در حالی که در اغتشاشات دیروز شرکت کرده بود، منتشر کرد.

این فیلم را  اینجا می توانید ببنید.

همچنین فارس در خبری نوشت:فائزه هاشمی پس از چند روز سپری کردن تعطیلات در شمال کشور، روز عاشورا هم به جمع آشوبگران در تهران پیوست.

فائزه هاشمی که در چند روز تعطیلات در تفرج در شمال کشور بسر می‌برد این منطقه را به قصد حضور در اغتشاشات روز عاشورا تهران ترک کرد.

وی روز عاشورا به همراه حدود 15 نفر از بستگان و خانواده در اغتشاشات حضور پیدا کرد.

گفتنی است اغتشاشگران پیش از ظهر روز عاشورا با برگزاری تجمع‌های پراکنده در برخی خیابان‌های تهران به طرح شعارهای ضدانقلابی و ساختار شکنانه زدند و در عین حال اموال عمومی، دولتی و شخصی را به آتش کشیدند.

نظرات کاربران: رجا نیوز

این فرد در حالی که به سمت عزاداران حسینی حمله می کرد، در حوالی میدان فردوسی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد


نوشته شده توسط : سروش

نظرات ديگران [ نظر]


خاطرات یک جاسوس انگلیس

شنبه 88 دی 5 ساعت 9:5 عصر

خاطرات مسترهمفر:قسمت اول

ما بریتانیایی‌ها جز با فتنه‌انگیزی و ایجاد نزاع در تمام مستعمرات خود نمی‌توانیم زندگی آسوده و مرفهی داشته باشیم ما نمی‌توانیم سلطنت عثمانی را در هم بکوبیم مگر این که میان مردم آن‌جا فتنه به راه اندازیم وگرنه یک ملت کم شمار چگونه خواهد توانست بر ملتی پر شمار غلبه کند و بر آن مسلط شود؟

درسال 1710 میلادی (300سال قبل)وزارت مستعمرات بریتانیا من را به مصر ، عراق، تهران، حجاز و استانبول فرستاد تا اطلاعات کافی برای ناتوان کردن مسلمانان و هم تسلط بیشتر بر آنان را به دست آورم. وزارت مستعمرات پول کافی ، اطلاعات لازم ، نقشه های مربوط و نامه های حاکمان و سران قبایل و عالمان را دراختیار ماقرار داد. پس از یک سفر خسته کننده به استانبول رسیدم. خود را محمد نامیدم و به مسجد محل گردهمایی و عبادت مسلمانان رفتم. ظم ، پاکیزگی و فرمانیرداری آنها مراشگفت زده کرد. باخود گفتم : چرا ما با این انسانها می جنگیم. ؟ چرا می کوشیم آنها را در هم بکوبیم و دستاوردهایشان را سرقت کنیم؟ آیا مسیح ما را به این کار سفارش کرده است؟اما خیلی زود این اندیشه شیطانی را ازخود دور کردم و دوباره  اراده نمودم که این جام را تا پایان بنوشم. باعالم کهنسالی برخورد کردم که به نام " محمد افندم"که در خوش نفسی ، پرحوصلگی ، پاکی باطن و خیرخواهی از بهترین مردمان دین ما بهتر بود. به شیخ گفتم من جوانی هستم که پدر ومادرم را ازدست داده ام. برادری هم ندارم، آنان برایم ثروتی به ارث گذاشته اند من اندیشیده ام که قرآن و سنت بیاموزم و لذا به این پایتخت اسلامی آمده ام که  به دین و دنیا برسم.  به شیخ گفتم  می خواهم قرآن کریم را بیاموزم وی از این درخواست من شادمان شد وآموزش سوره حمد و تفسیر مفاهیم آن را آغاز نمود . گفتن برخی کلمات برای من دشوار بود. گاهی اوقات با سختی فراوان بیان می کردم. به همین طریق من در طول دو سال کامل قرآن را از ابتدا تا انتهاخواندم. پس از دوسال اقامت در استانبول اجازه گرفتم که به وطنم بازگردم. البته من در مدت اقامت در استانبول  ماهانه گزارشی از تحولات و مشاهداتم را برای وزارت مستعمرات می فرستادم.

پس از بازگشت به لندن دبیرکل وزارت مرا به کنفرانسی فرستاد که با شرکت گروهی از کارکنان وزارت مستعمرات به ریاست شخص وزیر تشکیل شده بود. کنفرانس پس از شش ساعت کار به پایان رسید.دبیرکل به من گفت که بی تردید تو موفق و به موقع نیزتوفیق می یابی ، دبیرکل گقت : همفر !تو در سفرآینده دو وظیفه داری:

1- نقطعه ضعف مسلمانها را که ما می توانیم از طریق آن به آنها آسیب برسانیم شناسایی کن و این اساس پیروزی بر دشمن است.

2- اگر نقطه ضعف را یافتی برآن حمله کن .

شش ماه در لندن به سر بردم.. وزارت به من دستور دادکه به عراق بروم . شش ماه بعد در بصره بودم. شهری است که درآن دو گروه شیعه وسنی زندگی می کنند چنان که برخی از اهالی آن عرب ، بعضی فارس و تعداد کمی هم مسیحی هستند. برای اولین بار با شیعیان و ایرانیان دیدار کرم.و شیعیان پیروان علی بن ابی طالب هستند و او داماد پیامبرشان بوده است. آنها می گویند پیامبرشان محمد(ص) پس از خود علی را به خلافت برگزیدو علی و فرزندانش یکی پس از دیگری خلیفه هستند.به نظر من در مورد خلافت علی ، حسن و حسین حق با شیعه است. زیرا بر اساس بررسی های من ، علی  ویژگیهای  والایی  داشت است که او را برای رهبری ممتاز کرده بود.

بعید نیست که پیامبر ، حسن وحسین را نیز به عنوان امام معرفی کرده باشد. یک بار موضوع اختلاف شیعه و سنی را با برخی از مسئولان  وزارت  در میان نهادم  و گفتم : اگر آنان زندگی را درک می کردند اختلاف را به یک سو می نهادند و متحد می شدندآن مسئول بر سرمن داد زد و گفت تو باید آتش اختلاف را شعله ور کنی نه آنکه در بین آنها وحدت کلمه ایجاد کنی.

در همین راستا دبیر کل در یکی از جلساتی که پیش از سفر به عراق با من داشت گفت: اختلاف به سبب رنگ ، اختلاف قبیله ای ، اختلاف بر سر  سرزمین ، اختلاف قومی و اختلاف دینی ، وظیفه تو در این سفرآن است که این اختلاف ها را در میان مسلمانان  بازشناسی  کنی و کوه های آماده آتشفشان را بیابی و اطلاعات  دقیق آن را برای وزارت بفرستی.

 ما انگلیسی ها نمی توانیم در رفاه زندگی کنیم مگر آن که در همه مستعمرات آشوب و درگیری  ایجاد کنیم .در غیر این صورت چگونه یک ملت کوچک می تواند بر یک ملت  بزرگ غلبه پیدا کند .

در بصره به مسافرخانه رفتم و اتاقی گرفتم . صاحب مسافرخانه مرد احمقی بود که هر روز صبح آسایش برای  من  نمی گذاشت. او به هنگام فجر بر در اتاق می ایستاد و به شدت  در می زد تا برای نماز صبح برخیزم. آن گاه او از من می خواست  تا بر آمدن آفتاب قرآن بخوانم. به او گفتم قرآن خواندن واجب نیست چرا چنین می کنی ؟ می گفت هرکس در این لحظات بخوابد بدبختی و فقر برای مسافرخانه من می آورد و من بیچاره چاره ای جز انجام خواسته هایش نداشتم. پیش از پایان ماه ، مسافرخانه را ترک کردم و راهی مغازه نجاری شدم . نجار مرد شریف و بزرگواری بود و با من مثل فرزندانش رفتار می کرد. نامش عبدالرضا بود . یک شیعه ایرانی از مردم  خراسان . فرصت را غنیمت شمردم تا از او زبان فارسی را بیاموزم. شیعیان ایرانی عصر هر روز پیش او جمع می شدند و درمورد هر موضوعی صحبت می نمودند.

در آن مغازه بود که با جوانی آشنا شدم که به سه زبان ترکی ، فارسی و عربی  آشنا بود و لباس  طلبه علوم دینی به تن داشت . نامش محمد بن عبدالوهاب  بود. او جوانی بسیار بلند پرواز و تندخو بود و از حکومت عثمانی انتقاد می کرد. اما به حکومت ایران کاری نداشت. من نمی دانم این جوان سنی مذهب چگونه با عبدالرضای شیعه مذهب آشنا بود. این محمد بن عبدالوهاب جوان آزاد اندیشی بود . این جوان بلند پرواز فهم خود را از قرآن وسنت تقلید می کرد ونظرات بزرگان را به نقد می کشید و به گفته های آنها  بی توجه  بود. من گمشده ای را که در جستجویش بودم یافتم. بلند پرواز بودن ، خودرایی ،آزاد اندیشی و ... از نقاط ضعفی بود که می شد از آنها سود جست و وی را در اختیار گرفت. قوی ترین روابط را با محمد  ایجاد کردم. و همواره  در  او می دمیدم  تو موهبتی بزرگتر از علی و عمر هستی و اگر پیامبر اکنون زنده بود تو را به جانشیی خود  بر می گزید و آنها را رها می کرد و همواره به او  می گفتم : امیدوارم اسلام به دست تو احیاء گردد و تو یگانه فردی هستی که می توانی اسلام را  از این پرتگاه نجات بخشی. تصمیم گرفتم تفسیر قرآن را با وی در پرتو اندیشه های ویژه خودمان بررسی کنم. یک بار به وی گفتم جهاد واجب نیست . او گفت خدا می گوید با کافران جهاد کنید گفتم خدا می گوید با کافران و منافقان جهاد کنید (آیه 73 سوره توبه) اگر جهاد واجب بود چرا پیامبر با منافقان جهاد  نکرد. ؟ گفت پیامبر با زبانش با آنها جهاد کرد. گفتم پس جهاد با کفار نیز به زبان واجب است . می خواستم ترس انجام کارهای خلاف اعتقادات عمومی را در او از میان ببرم. من فورا به دیدار یکی از زنان مسیحی  وابسته به  مستعمرات که برای فاسد کردن جوانان مسلمان در آن جا حضور داشت رفتم و شرح داستان  را برای وی گفتم و نام او را صفیه  نهادم. چندی بعد با محمدبن عبدالوهاب به خانه صفیه رفتم  و بین آن دو عقد یک هفته ای خواندیم و محمد یک سکه طلا مهر او کرد. من از بیرون و صفیه از داخل منزل برای توجیه وانحراف شیخ کوشیدیم.

 


نوشته شده توسط : سروش

نظرات ديگران [ نظر]


انگلیس و ایران

سه شنبه 88 دی 1 ساعت 6:15 عصر

سلام دوستان

 

ایا می دانید شعار اصلی و کلیدی انگلیس ها این است: تفرقه بینداز و حکومت کن

@ سابقه دخالت انگلیس ها در ایران بیش از 100 است.اگرنگوئیم انگلیس در به حکومت رسیدن خاندان منحوس قاچار نقش داشته است یقینا در سرنگونی آنها ایفای نقش نموده است. همچنین در به حکومت رساندن رضا خان و همچنین در سرنگونی او و به سلطنت رساندن محمد رضا نقش اصلی را ایفاء نموده است. از مواردی مثل تملک نفت وبهره برداری طولانی از صنعت نفت و اشغال جنوب ایران هم می گذریم.

لطفا دقت کنید و رابطه را پیدا کنید.

@کشمیری( عامل انفجار نخست وزیری و قاتل شهید رجایی وباهنر) قبل از انقلاب درانگلستان تحصیل کرده و در تهران مدیر عامل یک شرکت انگلیسی بوده وبعد از انقلاب هم درجاهای حساسی مسئولیت داشته از جمله نخست وزیری.

@به گفته یکی از مسئولین، قبل از انتخابات رفت وآمدهای غیر عادی وزیاد بین تهران و لندن انجام گرفته است به گونه ای مسئولین هواپیمایی مجبور شده اند تعداد پروازهای تهران لندن را افزایش دهند.

@دخالت مستقیم سفارتخانه انگلیس در تهران و دستور به کارمندان آن برای ایجاد آشوب وارتباط با ستاد انتخاباتی سران فتنه.

@پناهنده شدن شاهد عینی ترور آقاسلطانی به انگلیس و راه اندازی بورسیه تحصیلی مربوطه در انگلیس.

@مسافرت یکی از محرکین اصلی  قبل وبعد از انتخابات (فرزند آقازاده)،یکی دو روز بعد از انتخابات به انگلیس و حضور پررنگ او در اغتشاشات و دستگیری وی . بعد از آزادی هم در اغتشاشات دانشگاه حضور داشت. شاید برای خرید ساندویچ به دانشگاه رفته بوده.

@رفتن یکی از عوامل اصلی اغتشاشات به انگلیس برای ادامه تحصیل به گفته پدرش.

@سلمان رشدی همان کسی که امام خمینی بدلیل اهانت به پیامبر اسلام(ص)، حکم قتلش را صادر کرد تحت حمایت و سرپرستی انگلیس است.

@ایجاد فرقه منحرف و ذاله بهائیت در ایران و وهابیت در عربستان توسط استعمارگر پیر انگلیس جهت تفرقه در بین مسلمین.

آیا انگلیس دوست ملت ایران بوده و روابط گسترده خصوصا در زمینه فرهنگی وعلمی به نفع ایران بوده است؟

آیا توصیه امام درمورد اعزام دانشجو به خارج از کشور این بود که بورسیه های تحصیلی مسئولین و فرزندانشان به کشورهای امریکا و انگلیس باشد که دشمن ملت ایران هستند ؟

حال خود قضاوت کنید.

 

 روزنامه ایران 1/10/88:  تحصیل 286 نفر از آقازاده‌ها در لندن

خبر اول این که یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دانشگاه مشهد درخصوص تحصیل فرزندش در انگلیس گفته: تمام مشکلات ما در لندن است، زیرا حدود 286 نفر از آقازاده‌ها و فرزندان مسئولین در لندن تحصیل می‌کنند که بنابراین شعار مرگ بر انگلیس از زبان آنها قلابی است. محمد کریم عابدی با بیان این که‌ هاشمی باید تجدیدنظر اساسی در مسائل رفتاری، خانوادگی و سیاسی خود داشته باشد، تأکیدکرده: آقایان باید آقازاده‌های خود را به دانشگاه‌های عالی کشور برگردانند چرا که علوم آنها در جهت مشکل‌آفرینی است.


نوشته شده توسط : سروش

نظرات ديگران [ نظر]